الشيخ محمد جواد الخراساني
31
تلخيص النحو (فارسى)
تفصيلٌ : عامل سه قسم است لفظى و آن عاملى است كه ظاهر باشد چون « جاء احمد » ، « رأيت احمدَ » ، « اخَذْتُ من احمد » . دوم تقديرى محذوف و آن چيزى است كه او را براى علتى و يا سببى چون اقتصار مثلًا ظاهر نكنند پس عمل باقى است ولى خود عامل غير ظاهر است پس مانند آن باشد كه او را آوردهاند و حذف كردهاند چنانچه اگر بگويند « من جائك » در جواب مىگويى « حسنٌ » يعنى « جاء حسنٌ » پس عامل را بهعلت آنكه در سؤال ذكر شده و معلوم است براى اقتصار در جواب ذكر نمىكنيم پس اين عامل تقديرى است و امّا معنوى پس آن عاملى است كه به تلفظ درنيايد و هيچگاه نتوانى او را اظهار كنى و از اين جهت او را معنوى گفتهاند يعنى آنكه عامل از سنخ معنى است نه از سنخ لفظ . فصلٌ : عامل معنوى عامل معنوى را بعضى اثبات كردهاند آن هم در دو مورد يكى در مبتداء و خبر ديگر در اضافه و اينك بهشرح اين دو بپردازيم امّا حقيقت عامل معنوى در مبتدا و خبر پس با فهميدن شرح سابق در معنى اسناد مىتوان حقيقت وىرا معلوم كرد و بيان آن اين است كه چون معلوم كرديم كه يكى از اركان ثالثهء كلامِ اسناد است كه بدون او كلام تمام نشود و گفتيم يگانه چيزىكه بين دو شىء را ارتباط و اتصال مىدهند اسناد است و اسناد امرى است غير لفظى و هيچ در تلفظ نيايد و اين است معنى امر معنوى يعنى امرى كه فقط در معنى وجود دارد و حِسِّ تلفظ